ميرزا خانلرخان
318
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
به سر مىبرد . عيال و اندرونش در قصبهء بيرجند منزل دارند . كسى نمىداند كى به اندرون و اهل اندرونش ملاقات مىكند . نديم و همصحبت شب و روزش همان نوكرهاى سپاهى و عفاريت خونخوارند . همخوابهء شب و روزش پنج شش قبضه تفنگ و طپانچهء انگليسى است كه در يمين و يسار و زير متكا گذاشته است . همين وضع و هيأت ، چقدرها اثر مهابت و صولت در انظار اين بلوچها و افاغنه و تراكمه دارد . بيست و دو سه نفر دزد و قطاع الطريق از بلوچ و تركمان و افغان از راه دور گرفته ، در زنجير دارد . آنها را شب مىآورند بيرجند ، در حبس نگاه مىدارند . هرصبح آنها را در زنجير مىبرند كلاته ، زنجيرشان را برمىدارند ، به عملگى و گلكارى وامىدارند . وقت شام باز آنها را بخو كرده به بيرجند مىآورند . اين حالت آنها نيز آنقدر در انظار خارجى و داخلى مايهء شوكت دولت است كه مافوقى ندارد . اين است هيأت و وضع نوكرى و سرحددارى او . اما وضع حكومتش در محاكمات و احقاق حقوق ، جز به ميزان حكم شرعى ، حكمى نمىكند . كليهء دعاوى را رجوع به محكمهء شرع مىكند ، و ميانهء متعلقين خود از نوكر گرفته تا اقارب و اولادش ، با رعيت فرق نمىگذارد . در اين اوقات توقف اين بندهء درگاه ، روزى رعيتى با همشيرهء حشمة الملك اختلاف حسابى بهم رسانيده عارض شد . رجوع به شرع كرد . گفتند : همشيره اكراه دارد از مرافعه . حشمت الملك گفت : اگر فردا وكيل همشيره در دار الشرع حاضر نشد ، ديگر چشم از برادرى من بپوشد ، و اين رسم را به اتفاق همهء رعيت دور و نزديك قائن ، هميشه داشته است ، نه اين است كه اين اوقات بر خود بسته باشد . مثل اينكه در محاكمات عرفيه بالاتفاق در كمال بىغرضى حكم مىكند ، و اگر يك طرف دعوى از بستگان خودش باشد و ديگرى رعيت ، البته حمايت و رعايت از طرف رعيت مىكند ، و به اين واسطه هيچ نوكر و حتى اولاد و اقارب او قدرت تحكم و تعدى بر رعيت قائن ندارد .